تبليغاتX
هیاهو

هیاهو

 

قلم برداشتم تا عشق و دنيا را معنا كنم

عشق و دنيايي كه هر لحظه اش خاطره ايست

به هر طرف نگريستم غمي ديدم

به هر جهت نگاه كردم غصه اي بود به بزرگي صخره !

دنيا بود ، غم بود ، عشق بود ، من بودم و قلم

قلم مي گريست و من اشك مي ريختم

قلم ناله مي كرد و من فرياد مي زدم

چه مي توان كرد ؟

قسم خوردم كه دنيا و غمهايش را فراموش كنم ولي نمي شد

دلم مي خواست قلم را بشكنم تا ديگر ننويسد

تا ديگر از سياهي قلم اثري نماند ، اما نتوانستم

چون قلم مرا شكست و اشكهايم را جاري كرد

باز سكوت كردم

باز هم با قلم ، غم عشق و زندگي را نوشتم

باز در سكوت تاريك خود ، اشك ريختم !

و در تاريكي شبهاي بي ستاره ي قلبم ، جان دادم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388 8:25 بعد از ظهر توسط ایلیاء |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

در امتداد نگاه تو

لحظه های انتظار شکسته

می شود . . . . . .

و بغض تنهایی من

مغلوب وجود تو می شود


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387



پیوندها

فرشته جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم
نانا 021
نادر ابراهیمی
می خوام ببوسمت
هذیون های یک دختر کنکوری
دوان دوان
حرف های دل
نغمه های عاشقی
مهسا جوووووووووووووووووووووووووووووووونی
رویای زمانه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin